سفارش تبلیغ
صبا ویژن

به طرز بسیار سریعی چند اتفاق در پهنه ی گیتی و به ویژه در ایران رخ داده. مرگ مارادونا، "اسطوره ی آرژانتینی فوتبال"، در 60 سالگی و هم زمان مرگ یک بازیگر مشهور سینما و تلویزیون در ایران اوضاع کنونی را پیچیده و حاکمان را سردرگم نشان می دهد. به هر حال این ظاهر قضیه است. باید به یاد داشت که حاکمان همواره طوری برخورد می کنند که گویی در حال استنشاق آخرین نفس هایشان هستند؛ این سیاست آن هاست.

به هر حال در وب سایت کلمه هکرهای حکومت جمهوری ایران از مقایسه ی ترامپ با میر حسین موسوی خامنه ابراز ناراحتی کرده بودند. اول از همه باید بگویم اگر در وب سایت کلمه دوست واقعی برای من باقی مانده است، او را به فعالیت بیش تر توصیه می کنم. سخت عقیده دارم که نباید به این سادگی قافیه را به هکرها باخت. به هر حال من همواره نظرات خود را دارم که کم تر کسی به آن ها توجه می کند. در درجه ی دوم به آن هکری که خود را دوست میرحسین موسوی خامنه، یکی از کمدین های حکومت، قلمداد می کرد، و سعی داشت بار دیگر بحث های بی فایده ی مربوط به سال 88 را زنده کند و در ضمن همه ی این ها به طرز ظاهراً ظریفی مخاطب پیگیر را به پذیرش سلامت انتخابات آن سال ایران ترغیب کند، گوشزد می کنم که امروزه هر احمقی هم می تواند تشخیص دهد ترامپ به تنها کسی در دنیا که شبیه است، مرحوم محمود احمدی نژاد است و نه هیچ کس دیگر. بنابراین لازم نیست به خاطر شبیه کردن ترامپ به میر حسین موسوی خامنه این قدر عصبانی بود؛ هیچ احمقی این مقایسه را نخواهد پذیرفت!

اما ساعتی پیش با تماشای تلویزیون جمهوری ایران و به طور مشخص تماشای برنامه ی یک آخوند کت شلواری، یعنی حسن رحیم پور ازغدی، بیش از آن مقاله ی وب سایت کلمه به یاد احمدی نژاد افتادم. آخوند ازغدی با بر شمردن معیارهایی بسیار ایده آل گرایانه برای ولی مطلق فقیه، یعنی همان مقام معظم رهبری، ولایت مطلقه را اولاً یک روند معمول در دموکراسی ها معرفی می کرد و این ایده ی خود را از زیر زبان پدران دموکراسی با عناوینی مثل روسو و ... هم بیرون می کشید (!!!) و ثانیاً این ولایت مطلقه را صرفاً شایسته ی مقام معظم رهبری عنوان می نمود که از دید او همه ی آن معیارهای ایده آل گرایانه را بی کم و کسر داراست – و نه احتمالاً شایسته ی فردی مثل من که از نظر او آن معیارها را ندارم!

به هر حال یادش به خیر مرحوم احمدی نژاد! روح او هنوز که هنوز است بر سپهر سیاسی ایران و حتی جهان سرگردان است. هنوز که هنوز است شیوه های او خریدار دارد. یادش به خیر ... قدرت این را داشت که به هر بنی بشری که فکرش را بکنید، ثابت کند که ماست سیاه است و هیچ بنی بشری هم پیدا نمی شد که قدرت آن را داشته باشد که به او ثابت کند ماست سفید است! او قورباغه را رنگ می کرد و به جای قناری به مخاطبانش قالب می نمود. موجود همه فن حریفی بود. هیچ کس یارای بحث کردن با او را نداشت. مرحوم برای دوره ی گذار ایران برگزیده شده بود؛ یعنی قرار بود حکومت جمهوری ایران با روی کار آمدن او خاتمه پیدا کند. اتفاقات 88 واقعاً برای تغییر رژیم طراحی شده بود. حتی قرار بود برای این که پیاز داغ ِ ماجرا بیش تر شود، در 10 اسفند 89 میر حسین موسوی خامنه هم مرحوم شود! (این یکی از فوق سری ترین اطلاعات حکومتی است که افتخار دارم به خواننده ی محترم ارائه کنم – بدون نیاز به ویکی لیکس). و حالا هیچ خبری از آن مرحومان نیست؛ هر چند روش ها همان باشد. بله، خبری از خودشان نیست. کسی به آن ها نگفته: دست مریزاد. آن ها مثل قبلی ها و بعدی ها به تاریخ سپرده شده اند. و، گذشته از شوخی، این عبرت آموز است.


نوشته شده در  جمعه 99/9/7ساعت  5:1 عصر  توسط ع. افگار 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
آقای روحانی! \صندلی\ چه کیفی داشت؟
مرحوم
حلال زادگی؛ رد خون
اعدامِ عروسک ها
در ستایش حلال زادگی!
آیا شریعتی مرده است؟
[عناوین آرشیوشده]