بسم الله الرحمن الرحیم . أ لم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل . أ لم یجعل کیدهم فی تضلیل . و ارسل علیم طیرا ابابیل . ترمیهم بحجارة من سجیل . فجعلهم کعصف مأکول
ساعتی از تحویل سال پر آشوب 1403 و فرا رسیدن سال نو، سال 1404 میگذرد. از هر جهت که به گذشته نگاه کنیم، مملو از سرافکندگی برای دشمن بوده. منتها این دشمن سرسخت و قدرتمند کوتاه نیامده، تسلیم نشده و به نظر میرسد از رو هم نرفته.
عملیات تحویل سال در رسانههای حکومت آکنده از رجزخوانی غیر مستقیم توسط انواع و اقسام بوزینههای وی بود. قطعاً یک ناظر ناآگاه قادر نخواهد بود چنین شیطنتی را که دست کم از ماهها پیش برای آن برنامه ریزی شده بود، درک کند. اما به هر حال بنده با توجه به تجربیاتم پی به کنه قضایا بردم.
اجازه بدهید سر راست با شخص بیمار آقای ولادیمیر پوتین، رئیس موهوم این حکومت خیال پرداز صحبت کنم. نامههای من هم مثل نامههای دونالد ترامپ، قاطر زحمت کش آقای پوتین که به مقام معظم رهبری نامه نوشتهاند، دستنوشته نیستند و با واسطه و پس از طی مراحل مبتذل و مضحک سیاسی به مقصد نمیرسند. نامهی من سرگشاده است و بیشتر از شخص پوتین، حیواناتش را مخاطب قرار میدهد. در کسری از ثانیه هم به اطلاع همگان میرسد. ما از آقای ترامپ قدری پیشرفتهتریم! ما با کامپیوتر نامه نگاری میکنیم.
اما اصل مطلب، جناب آقای پوتین، شما پشتوانهی قوی دارید. انبوهی حیوان درنده در هیبت انسان و اجنه در خدمت شما هستند. اینان هیچ چشم داشتی هم به مقام و منصب ندارند. آبرو هم ندارند. چیزی هم برای از دست دادن ندارند. هوش و حواس هم ندارند. دربست در خدمتند. من در اینجا به صراحت به آقای پوتین عرض میکنم که اگر دلخوش به لشگر میمونهایش است، سخت در اشتباه است. قدری انتظار هم ثابت خواهد کرد حق با چه کسی بوده.
اما در اینجا لازم میدانم برای رفع برخی سوء تفاهمات احتمالی روی دو نکتهی کلیدی جهت اطلاع مخاطب فهمیده تأکید کنم:
1- فعالیتهای بنده، منجمله فعالیتهای چند روز اخیر قطعاً جهت خوشامد هیچ فرد یا گروه خاصی نیست. من به دلیل احساس وظیفه دست به کار میشوم و اهمیت چندانی به استقبال ظاهری از فعالیتهایم هم نمیدهم. درک کنید که من پس از طی مراحل متعدد تردید و پس از مشورت صریح با قرآن کریم، صرفاً جهت آگاه سازی و کمک به پیشبرد مبارزه به فعالیتهایی به زعم خود، محدود میپردازم. فعالیتهایی که در موقعیتهایی مثل امروز تازه پی میبرم چه اندازه کاری بوده و چه بلوایی در سیستم حاکم به پا کرده. به عبارتی مثل آب بوده که توی سوراخ مورچهها ول کرده باشم. خوشامد احدی مد نظر من نیست. عمدتاً هم از خوشامد احدی اطلاع پیدا نمیکنم. ضمن اینکه برای من خیلی سادهتر است که زمان پیش رو را به استراحت و تماشا بگذرانم. منتها تحریک مداوم حکومت در راستای فعالیت من مزید بر علت است.
2- مطمئن باشید من تا در زمینهای دانشمند نباشم، ادعایی را مطرح نمیکنم. البته اشتباهات بسیاری از خود من سر زده؛ ولی هرگز ناآگاهانه حرف نمیزنم. بهتر است به جای آنکه مدام دیگری را به عدم تخصص در مورد حوزهی مورد ادعایش متهم کنیم، از ادعاهای خود بگوییم و بحث کنیم و اجازه دهیم مخاطب نتیجه گیری کند. به عبارتی اگر مصر هستید که من در موردی اشتباه کردهام، به جای بحث نخ نمای تخصص داشتن یا نداشتن من، اشتباه مرا گوشزد کنید. در این صورت ممکن است برای بار چند میلیونم ثابت شود اشتباه از خودتان بوده.
اینها توضیحاتی بود که لازم دانستم به اطلاع عموم برسانم. از طریق یک نامهی سرگشاده به پوتین. امیدوارم روزهای آتی آرامتر سپری شود. به هر حال نفسهای آخر است. هر چه هم لاپوشانی شود و هر چه هم در این برهه از سلاح طنازی برای بالا نشان دادن روحیه سود برده شود، باز هم "به چشم عقل در این رهگذار پر آشوب - جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است" (شعر از حافظ).
من همه را به آرامش فرا میخوانم. تنش مثل یک تیغ دو لبه میماند که هر چند فردی مثل مرا هم آزرده میکند، اما دودش بیشتر به چشم خصم میرود. بیایید اندکی بیشتر منتظر بمانیم. و یادتان باشد اگر همه چیز به همان زیبایی که به نظر میرسد، پیش برود، همه مطمئن باشند که در پایان، ما "نمیبخشیم و فراموش میکنیم".