هفت سال پیش، سال 93، در حین برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال در برزیل متوجه شدم تیم فوتبال هلند دوپینگ میکند. نتیجهی عجیب آنها برابر اسپانیا به خاطر دوپینگ بود. آنها پنج گل به اسپانیا زدند. سرم داشت سوت میکشید. از قبل مطمئن شده بودم فساد در فوتبال زیاد است؛ اما اصلاً احتمال نمیدادم دامنهی فساد تا معتبرترین مسابقات، یعنی جام جهانی هم گسترده باشد.
از سر عصبانیت، به عنوان یک دیدگاه، در وب سایت گل (گل دات کام)، به حقیقت اشاره کردم. و ... واکنش سایر کاربران وب سایت به دیدگاه من حیرت انگیز بود. آنها با عصبانیتی بیشتر از من دیدگاهم را رد میکردند و حتی بدتر، آن را مسخره میکردند!
همهی اینها در شرایطی بود که این کاربران خود عامل حکومت بودند و بهتر از هر کسی میدانستند در پس پرده مسائل هولناکی در جریان است. واکنش آنها، از این منظر، عجیبتر هم به نظر میرسید.
به هر حال آنها با اطمینانی عجیب به من حمله میکردند. آنچه برای من بدیهی بود، برای آنان غیرممکن مینمود. تو گویی آنها با وجود آگاهی نسبی از وضعیت دنیا، همچنان در la la land زندگی میکردند. حتی به ذهن آنها هم خطور نمیکرد که ممکن است "توطئه" فراتر از آن چیزی باشد که تا آن زمان فکر میکردهاند. آنها مثل کبک سر خود را در برف فرو برده بودند.
یکی از کاربران خطاب به من نوشته بود: "با این ادعاها خودت را احمق نکن". من به او پاسخ دادم: "کسانی خود را احمق میکنند که گمان میکنند همه چیز اُکِی است".
به هر حال اکنون به این نتیجه رسیدهام که در مسابقهی مورد بحث، دوپینگ هلند فقط بخش کوچکی از واقعیت بوده. واقعیت از این قرار است که اسپانیا بدون اطلاع هلند عمداً آن مسابقه را به آنها واگذار کرده!!! و آنچه آن را "باخت عمدی" مینامم، در ورزش یک روتین است!
در شرایط عادلانه باید اسپانیا هلند را با پنج گل شکست میداد. دود از کلهی آدم بلند میشود.