تولد یک کودک برای بشر بسیار شگفت انگیز است. تلاش زیادی از سوی علیا حضرت صورت گرفته که بحث تولید مثل برای انسان قابل هضم و معمولی به نظر برسد. آنها خروارها کتاب و مقالهی علمی در مورد مراحل تکوین انسان در شکم مادر ارائه دادهاند.
یکی از شواهدی که نشان میدهد تولد یک انسان برای بشر تا چه اندازه شگفت آور است، نگرانی شدیدی است که بشر پیش ازدواج از احتمال عقیمی خود دارد. مردم واقعاً میترسند نکند عقیم باشند. علیا حضرت هم به این ترس دامن میزند که 20 درصد زوج ها عقیم هستند. در واقع برای بشر سخت است باور کند که از همین او یک انسان تازه به وجود خواهد آمد. این برای بشر بسیار غیر قابل باور است.
بله، خداوند بدون هیچ قانون قابل نوشتنی پشت سر هم انسان میآفریند ولی انسان از او غافل است.
داستان موسی در قرآن فوق العاده آموزنده است. نکات بسیاری در آن است که قابل تطبیق با زمانهی ماست. با این وجود سیاستمداران وقت صدا و سیما ترجیح دادند با اینکه داستان موسی حتی برای بینندهی تلویزیونی هم هیجان انگیزتر است، به جای موسی در مورد یوسف فیلم بسازند. احتمالاً به این علت که موسی پیغمبر یهودیان است!!!
من فکر میکنم این سیاستمداران به خاطر این تعصب شیطانی نسبت به مذهب خود در آن دنیا به شدت مؤاخذه خواهند شد. به آنها گفته خواهد شد: حالا برای من مسلمان بازی در میآورید؟ مگر نشنیده بودید که نباید بین پیغمبران خدا فرق گذاشت؟
حتی داستان یوسف هم که از تلویزیون پخش شد، بیشتر حکایت یک عشق و عاشقی سطحی بود تا داستانی که خداوند در قرآن برای آرام کردن پیامبرش، محمد، در مورد رنجهای یوسف آورده.
به هر حال در داستان موسی آمده که سامری گفت: "آنچه را دیگران ندیده بودند، دیدم و یک مشت از جای پای رسول برداشتم" و با آن گوساله ساختم. شما در نظر بگیرید در همین دنیایی که ما فعلاً در آن به سر میبریم، دانشمندان علیا حضرت به گونهای مشابه با آزمون و خطای بسیار میتوانند تشخیص دهند فلان ماده اگر در فلان شرایط قرار گیرد، انفجار اتمی روی میدهد. این دانشمندان واقعاً از جزئیات چنین رویدادی آگاه نیستند و فرمولها و تئوریهایی که در این زمینه به خورد ما میدهند، همه افسانه پردازی است. آنها مثل سامری پی بردهاند که در طبیعت یک چنین قانونی حکم فرماست. و درست مثل سامری با استفاده از همین قوانین برای ما اسباب بازی میسازند و ما را وادار به تعظیم در برابر آن میکنند.
به عنوان مثالی دیگر دانشمندان علم شیمی با تمرین بسیار پی میبرند فلان ماده اگر با فلان ماده ترکیب شود، مادهی سومی به وجود میآید. آنها فقط پی به یک قانون طبیعی وضع شده توسط خدا میبرند و بحث از مسائلی مثل استوکیومتری واکنش و غیره همه قصه است. یعنی بر بسیاری پدیدههای طبیعی قانون قابل نوشتنی حکم فرما نیست؛ امیدوارم توانسته باشم مقصود خود را بیان کنم.
در مثالی دیگر از داستان موسی وقتی که ساحران مارهایشان را در مقابل موسی به حرکت در میآورند، او ابتدا میترسد. ولی خدا او را آرام میکند و اطمینان میدهد که "انک انت الاعلی". خدا میگوید بگذار شیاطین مهرههای خدا در گود بیندازند، مکر من بسیار فراگیرتر است.
امیدوارم با قدری اندیشه و تدبیر به شکل جدی به خدا ایمان بیاوریم.
پی نوشت: اکنون سال 1403 است. ثابت شده که عمدهی علم بشری در مورد طبیعت صرفاً در پی تجربه به دست نیامده و ساز و کار و جزئیات آن هم شناخته شده است. این مقاله تا حدی اشتباه است.