سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

حدود هشت سال از شروع به کار این وبلاگ می گذرد. یادم می آید نام وبلاگ را به این دلیل "پرحرفی" گذاشتم، که قصد داشتم در آن مدام خط قرمزها را زیر پا بگذارم. چرا که وقتی برخی از ما آدم ها موقع حرف زدن از خط قرمزها عبور می کنیم، افراد مصلحت اندیش دور و برمان بلافاصله به ما تذکر می دهند که: "پرحرفی نکن"! به هر حال عبور از خط قرمزها موقع حرف زدن از نظر خیلی ها "پرحرفی" است.

اما یک نوع پرحرفی دیگر هم داریم که معنایش آشناتر است. همین "آقای دکتر" رحیم پور ازغدی، متفکر حکومتی، را در نظر بگیرید. با توجه به این که هر هفته حداقل چهار برنامه ی چهل و پنج دقیقه تا یک ساعته را روی آنتی تلویزیون می برد، باید آرشیوی دست کم شامل چند هزار برنامه ی ضبط شده داشته باشد تا به فراخور زمان هر دفعه یکی از آن ها را برای پخش انتخاب کند. این حداقل حرفی است که آقای دکتر رحیم پور ازغدی در طول عمرش زده: چند هزار ساعت!

آقای دکتر رحیم پور ازغدی می ترسد به خط قرمزها حتی نزدیک شود. بنابراین حرف هایش همه در چهارچوبی معین قرار دارد. و وقتی کسی "در چهارچوب" این همه حرف بزند، این جا دیگر باید گفت جداً "پرحرفی" کرده و باعث ملال شده.


نوشته شده در  چهارشنبه 98/5/30ساعت  2:59 عصر  توسط ع. افگار 
  نظرات دیگران()

حدود یک ماه پیش بود که، در همین وبلاگ، در مقاله ای، به زعم خودم، برخی روش های مردن را مورد بحث قرار دادم. اما وقتی بعد از آپلود مقاله تلویزیون را باز کردم، متوجه شدم این بحث باعث کدورت خاطر یک "آقای دکتر"1 (یکی از مجریان شبکه ی تلویزیونی قرآن) شده. هم چنین اخیراً دریافتم که چند روز بعد از انتشار مقاله ی من فردی به نام "امیر آخولقه" در مقاله ای در وب سایت "کلمه" (نزدیک به آقای میر حسین موسوی) ضمن اشاره های مکرر به فقدان میر حسین، به طور تلویحی مقاله ی مرا دیوانگی خوانده. امیر آخولقه به شدت خودشیفته است و برای نوشتن مقاله ی خودش، البته با قلمی نسبتاً توانا، چند روز وقت گذاشته؛ ولی با وجود مرور چندین باره ی آن، مقاله اش از غلط های تایپی مبرا نبود. خلاصه این که طرف خود را آدم حساب کرده بود و وارد مجادله در مورد فعالیت های من شده بود.

همه ی این ها در حالی است که من در مقاله ی خودم به هیچ وجه به فرد یا گروه خاصی اشاره نکرده بودم و فقط تلاش داشتم یک حقیقت کاملاً جدی را به افرادی که می تواند به آن ها مربوط باشد، گوشزد نمایم.

من فکر می کنم این مقاله به هیچ وجه به افراد درستکار بر نخورده باشد و آن ها حتی از چنین فعالیتی از سوی من استقبال هم بکنند و به قول معروف "کسی را که پاک است، از محاکمه چه باک است؟". ولی در نهایت اعتقاد دارم کسی که ریگی به کفشش است باید خوب حواسش را جمع کند که ما با کسی شوخی نداریم و هر گونه خیانت را به شدت مجازات خواهیم نمود.

 


1 توصیه می کنم هنگام اشاره به این افراد، جهت جلوگیری از هر گونه سوء تفاهم، همواره روی دو نکته تأکید کنید: 1. آقا، 2. دکتر. 


نوشته شده در  یکشنبه 98/5/27ساعت  1:36 عصر  توسط ع. افگار 
  نظرات دیگران()

اقتربت الساعة و انشق القمر

و ان یروا آیة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر

شرایط سهمگین است. شرایط بی نظیر است. برای درک بهتر آن به تاریخ رو می آورم؛ برای آن که مشابهی برای آن بیابم. و من مستند ترین کتاب تاریخی را در اختیار دارم! در تاریخ قدم می زنم ...

در گوشه ای نوح را می بینم که دارد ساخت کشتی را در برابر دیدگان پروردگار به پایان می رساند.

پیش تر می روم ... گویا موسی است که مأموریت یافته بندگان خدا را شبانه ببرد.

در گوشه ای دیگر گویی عیسی را می بینم که با حواریون زمزمه می کند: "من انصاری الی الله" (عیسی از نیرنگ حواریون غافل است و حواریون از نیرنگ خدا!)

و در خاتمه گویی محمد است که نوید "فتح" شنیده و شاهد هلاکت ابولهب بوده.

و این جا ... به این جا باز می گردم ... چه می شود ... چه در پیش است؟

به راستی که برای هر قوم سرآمدی است ...
و سرآمد این قوم نزدیک به نظر می رسد.


نوشته شده در  سه شنبه 98/5/22ساعت  2:57 عصر  توسط ع. افگار 
  نظرات دیگران()

با قرار گرفتن حکومت ها تحت فشار بسیار شدید، همان طور که انتظار می رفت آن ها سراسیمه همه ی قوای خود را به کار گرفته اند تا در میان گروه های مختلف مردم و به ویژه آگاهان از حقایق پشت پرده ی دنیا ترس ایجاد کنند. متأسفانه متوجه شده ام این سیاست برخی را تحت تأثیر قرار داده، که البته کاملاً طبیعی است. اما من فکر می کنم ما باید بر ترس هایمان غلبه کنیم و شادمان این مرحله را پشت سر بگذاریم. یادمان باشد که در این شرایط سخت است که ایمان افراد محک می خورد و یادمان باشد که وضعیت برای حکوت ها و سردمدارانشان به مراتب سخت تر است. هم چنین یادمان باشد که کسی که ترس ایجاد می کند از قبل خودش به شدت ترسیده. یادمان باشد که این ما نیستیم که باید بترسیم؛ بلکه دشمنان باید بترسند و مطمئن باشیم که آن ها به شدت می ترسند.

یک بیت از حافظ:
دلا ز نور ریاضت گر آگهی یابی - چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد
(اگر نور ریاضت در وجود تو روشن شود، با رضایت از جان خود خواهی گذشت - و اگر درست نگاه کنیم می بینیم ما بسیار ریاضت کشیده ایم)

یک بیت از مولوی:
بخت جوان یار ما، دادن جان کار ما - قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

 

و در پایان چند آیه از قرآن که بسیار با وضعیت کنونی مناسبت دارد و حقیقت دشمن را برای ما برملا می کند:

ا لم تر الی الذین نافقوا یقولون لاخوانهم الذی کفروا من اهل الکتاب لئن اخرجتم لنخرجن معکم و لا نطیع فیکم احدا ابدا و ان قوتلتم لننصرنکم و الله یشهد انهم لکاذبون

لئن اخرجوا لا یخرجون معهم و لئن قوتلوا لا ینصرونهم و لئن نصروهم لیولن الادبار ثم لا ینصرون

لانتم اشد رهبة فی صدورهم من الله ذلک بأنهم قوم لا یفقهون

لا یقاتلونکم جمیعا الا فی قری محصنة او من وراء جدر بأسهم بینهم شدید تحسبهم جمیعا و قلوبهم شتی ذلک بأنهم قوما لا یعقلون

کمثل الذین من قبلهم قریبا ذاقوا وبال امرهم و لهم عذاب الیم

(حشر - 11 تا 15)


نوشته شده در  سه شنبه 98/5/8ساعت  5:12 عصر  توسط ع. افگار 
  نظرات دیگران()

چند ماه قبل به شخصه کاملاً ناامید شده بودم. گمان می کردم حکومت ها بحران فعلی را که در آن گرفتار شده اند، هم چون بحران های پیشین اداره خواهند کرد و از این مرحله هم به سلامت عبور می کنند. اما ... ادامه مطلب...

نوشته شده در  سه شنبه 98/5/8ساعت  4:35 عصر  توسط ع. افگار 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
ضرورت اعتراض
داوری فوتبال، با ترس و لرز
تولد یک کودک
قوانین الهی
حافظ قرآن
هنر، زیر مجموعه ی شعر
[عناوین آرشیوشده]